حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

397

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

سپس مىنويسد : « هولاكو امر ساماندهى عراق و ادارهء آن را پس از فتح ، به مسلمانانى واگذارد كه با امور آشنا بودند و با اهل عراق انس و الفت داشتند . آنها نيز به بازسازى و بازگرداندن استقرار و سكونت به آن‌جا پرداختند » . « 1 » سپس مىافزايد : « بسيارى از سازمانهاى ادارى و اقتصادى عراق و اوضاع اجتماعى آن ، آمادهء پذيرش تغييرات ناگهانى يا اساسى نبود ؛ بلكه همان شيوهء گذشته به‌طور روشن در آن ادامه يافت ، و گويا شهرها [ تنها ] خليفهء عباسى ، وزراء و تعدادى از مناصب را از دست داده بودند ؛ ولى بسيارى از نظام و وظائف ادارى آنها به قوت خود باقى بود » . سپس مىنويسد : « . . . شخصيت فرهنگى بلاد كه نتيجهء ميراثى غنى و عميق بود ، از نو ظهور كرد ، همان‌طور كه [ پيش از آن ] ، عباسيان با پشتكار خاص خود ظهور كرده بودند » . وى دربارهء بغداد مىنويسد : « از همهء اينها چنين بر مىآيد كه واژهء « تخريب » را كه تاريخ‌نگاران دربارهء قضاياى شهر ( بغداد ) به كار برده‌اند ،

--> ( 1 ) - على بهادر را به‌عنوان رييس پليس ، و مؤيد الدين بن العلقمى را به‌عنوان وزير ، و فخر الدين بن دامغانى را به‌عنوان صاحب ديوان ، و نجم الدين احمد بن عمران را به‌عنوان وزير امور مناطق شرقى تعيين كرد و قاضى عبد المنعم بندنيجى را به قضاوت گمارد و تاج الدين على بن الدوامى را به رياست سرزمينهاى اطراف فرات گماشت . اين عده به استثناى رييس پليس ، اهل عراق بودند كه در امور آن شناخت داشتند و مشغول ادارهء آن در زمان خليفهء اخير بودند . و هولاكو امر تنظيم ادارهء عراق را به آنان سپرده بود . آنان نيز با هم امور را بررسى كردند و منظم ساختند و فرمانروايان و كارمندان عاليرتبهء آن را مشخص كردند . اينان شرايط جديد شهرها را مراعات مىكردند و به كارهاى مهم و ضرورى مىپرداختند و كارهاى ديگر را رها ساخته يا تقليل دادند . در بغداد ، رئيس پليس و خزانه‌دار ديوان وزير اوقاف مشخص شد كه اينها شغلهاى قديمى دورهء عباسى بود كه شهرها را به پنج منطقهء ادارى تقسيم مىكردند و در رأس هريك ، كارمندى به نام « صدر » قرار مىدادند و سپس نواب ؛ يعنى كارمندان و نظارت‌كنندگان را مشخص مىكردند . ( الحوادث الجامعه صص 332 و 333 )